هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

39

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

« موحّدين » در تحقيق او ، در قبال مسيحى كه به اقانيم « 1 » قائل‌اند و « اشاعره » كه « صفات » را زايد بر « ذات » دانسته‌اند [ و ] منكر گشته [ اند ] ؛ از آن‌جمله « علم حق » است كه « عين ذات » حضرت اوست [ و ] مىگويد : نگوئيد چراكه « تكلّم » در « ذات » جايز نيست و سلسلهء « طوليّه » و « عرضيّه » خود جعل نموده ، و لازمهء اين حرف آن كه « منطق » پوچ است ؛ و حال آنكه علم ميزان اگر نباشد ، راه « صحّت » و « سقم » ادلّه مسدود است ، و مغالطه مىنمايند با عوام ، كه ميزان ما كلام « اهل بيت » است ، و اگر علم « منطق » حق باشد ، « پيغمبران » حيوان مىشوند ، به اين‌دليل [ كه ] « النّبى انسان » و « كلّ انسان حيوان » ، نتيجه « فانّبى حيوان » است . و ديگر از اين مقوله در « رسائل » و « كتب » خود زياد است [ و ] موقع در اين‌جا ندارد . خلاصه ، از اين پريشانىنويسى مرحوم « شيخ احمد [ احسائى ] ، 2 طايفه در « مذاهب اسلام » متحدث شدند : يكى نام خود را « ركن » و ديگرى « باب » نهاد ، و كتبى بافتند و هردو در ردّ يكديگر تاختند ، « وَ قالَتِ الْيَهُودُ لَيْسَتِ النَّصارى عَلى شَيْءٍ وَ قالَتِ النَّصارى لَيْسَتِ الْيَهُودُ عَلى شَيْءٍ « 2 » » . اجمالى از منشأ انوجاد اين دو طايفه آن‌كه كلمات پريشان شيخ ، كه در زمان « سيد كاظم رشتى » رسيد ، تحقيقاتى بر او افزود ؛ « سيد على محمد شيرازى » و « حاجى محمد كريم خان قاجار كرمانى » ، هردو در « روضهء حسينى » ، در حوزهء [ درس ] « سيّد رشتى » بودند ، و اين مطلب را كه عالم « نطفه » بود و « علقه » شد ، تا آنجا كه « انسان » شد [ و ] در زمان « آدم » متولّد و رفته‌رفته ترقّى نمود ، در زمان « حضرت خاتم » ، بالغ و در زمان « شيخ احمد » به كمال رسيد ، عنوان نمود . بعد از « سيّد » گفتند : در اين زمان ترقّى بيشتر نموده ، بيعت « ركنيّت » را بايد از مردم گرفت و الّا ايمان ندارد هركس [ كه ] معتقد به « ركن » نباشد و اگر ايمان به « ركن » نياورد ، از تمام اقسام « كفّار » بدتر است . آن ديگرى ، همين دعوت را بدون خدعه نمود كه : « من هستم ناسخ كتاب حق و نبى مطلق » ، منتهى اوّلى از لازمهء حرفش « نسخ » نمىرسيد ، بلكه « كذب كتاب » مىرسد ، چراكه « الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي « 3 » » ، اگر راست باشد ، پس ترقى زمان « آقا » يعنى چه ؟

--> ( 1 ) . جمع اقنوم . واژه‌اى سريانى ( Hypostase ) ، به معنى شخص و اصل . اقانيم ثلاث ، يعنى « اب » و « ابن » و « روح القدس » . ( 2 ) . سورهء بقره - آيه 113 . ( 3 ) . سورهء مائده - آيه 3 .